عيسى ولائى
137
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
پيدا شود اصل عملى تداخل است . زيرا در اينكه بيش از يك مسبب واجب است يا خير ترديد وجود دارد . طبعا اصل عدم وجوب جارى مىگردد . چون با شك در تكليف زايد ، اصل برائت حاكم است . درصورتىكه شك در تداخل مسبّب عارض شد ، اصل عدم تداخل بهدليل قاعدهء اشتغال جارى مىگردد . زيرا اصل تعدد مورد يقين است و ترديد در اين است كه با انجام دادن يك مسبب امتثال محقق شده يا خير ؟ « اصل احتياط » مىگويد : محقق نگشته است . 152 . تراجيح به مبحث « تعادل و تراجيح » رجوع شود . 153 . تراخى به مبحث « فور » رجوع شود . 154 . ترادف به مبحث « اشتراك » رجوع شود . 155 . ترتّب « 1 » ترتب در لغت بهمعناى توقف چيزى بر ديگرى است و در اصطلاح اجتماع دو حكم فعلى است در يك يا دو موضوع در زمان واحد ، بهگونهاى كه امتثال هر دو مقدور نباشد . در حالى كه يكى از آن دو مطلق و ديگرى مشروط باشد . « 2 » مثال : در خط مقدم جبهه زير آتش مستقيم دشمن دو مجروح افتادهاند ، يكى فرمانده گردان است ، ديگرى بىسيمچى ، در حالى كه نجات هر دو ممكن نيست ، زيرا توان انتقال هر دو وجود ندارد ، و عنقريب خط مقدم سقوط خواهد كرد و هر دو به دست دشمن خواهند افتاد . فرمانده لشكر به فردى دستور مىدهد : برو و فرمانده گردان ( اهم ) را نجات بده ، و اگر از اين فرمان سرپيچى كردى يا خواستى نافرمانى كنى بىسيمچى ( مهم ) را نجات بده . در چنين موردى پيش از آنكه مكلف ، امر اهم را تمرد كند ، و يا بنا را بر تمرد بگذارد ، بيش از يك حكم فعلى وجود ندارد . اما درصورتىكه امر اول يعنى اهم را نافرمانى كند ، و شرط فعليت يافتن امر دوم را به وجود آورد ، براى چنين شخصى در اين هنگام دو حكم در دو موضوع متضاد فعليت پيدا مىكند . يكى لزوم نجات فرمانده گردان و ديگرى لزوم نجات بىسيمچى . در حالى كه مكلف قادر به انجام دادن هر دو نيست . آيا ترتب امكان دارد يا
--> ( 1 ) . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 308 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 . ص 238 ؛ اجود التقريرات ، ص 286 و 297 ؛ فوائد الاصول ، ج 2 ، ص 336 . ( 2 ) . اصطلاحات الاصول ، « الترتب » .